مایک لی در سال ۲۰۱۴ با فیلم Tender Loving Care دوباره به سراغ موضوعاتی رفت که هر کسی را همزمان میترساند و جذب میکند: عشق و مرگ. احتمالا با آخرین اثرش، درامی عمیق خلق کرده که پذیرش تلخیهای زندگی و مراقبت از کسانی را روایت میکند که سالها پیش از ما به راه افتادهاند و حالا به ایستگاه آخر رسیدهاند.
Tender Loving Care و پیوند دوستی
محور داستان دو زن است. روزی با بازی آلیس بیلی جانسون، مددکاری اجتماعی است که در محیط کارش صبری تحسینبرانگیز دارد. دلسوزی او به زندگی شخصیاش هم سرایت کرده؛ به همین دلیل دوست صمیمیاش، ایمی (با بازی کیت اوفلاین) را در خانهاش پناه داده است. ایمی هم مددکار اجتماعی است، اما بیشتر با نوجوانان آسیبپذیر سر و کار دارد. او بعد از جدایی از شریک زندگیاش به خانه روزی آمده تا در کنار هم آهنگ بخوانند و شوخی کنند. این دوستی عمیق و خالص، پسزمینهای است برای گرههای اصلی داستان.
روزی گاهی در محیط کارش با دیوارهای سکوت روبروست. یکی از تاثیرگذارترین صحنههای فیلم، تقابل او با زنی است که فرزندانش را به سیستم حمایتی باخته و در وضعیتی نکبتبار زندگی میکند. خشم این زن وقتی میگوید هر چه بگوید در دادگاه علیه او استفاده میشود، تلخی سیستمهای حمایتی را به رخ میکشد.
زندگی در منطقه Ealing و غرب لندن
اتفاقات در منطقه Ealing در غرب لندن میگذرد. مایک لی این فضا را جایی میبیند که مردم تمام روز سخت کار میکنند و شبها با یک بطری شراب سفید در یخچال، سعی میکنند استرسهای زندگی را پشت سر بگذارند.
بخش زیادی از روایت به والدین ایمی اختصاص دارد. ماریون بیلی و پل جسون در نقش پدر و مادر، بازیهایی کردهاند که قلب هر بینندهای را میگیرد. پل جسون که پیشتر در سال ۲۰۱۴ در فیلم مستر ترنر حضور داشت، اینجا نقش پدری را بازی میکند که حافظهاش کمکم او را تنها میکند.
مادر ایمی، روزی را مثل دختر دوم خودش میبیند. او با اشتیاق از عشقش به همسرش در ۵۰ سال پیش میگوید و معتقد است پیدا کردن چنین مردی شبیه پیدا کردن سوزنی در انبار کاه بوده است. تماشای این زوج سالخورده که حتی در اوج بیماری با هم آهنگ میخوانند، به دلیل معصومیتشان غمانگیز است.
ایمی در حالی که نگران وضعیت پدرش است، نمیتواند خبر تمام شدن رابطهاش را به والدینش بدهد. همین تضاد میان واقعیت و آنچه والدینش دوست دارند باور کنند، لایهای از غم را به فضای فیلم اضافه میکند.
لحن مایک لی و موسیقی گری یرشون
مایک لی در این اثر از سبک دیالوگنویسی خاص خودش بهره برده است. شخصیتها طوری حرف میزنند که انگار در دوران جنگ هستند؛ یعنی هر طور شده سعی میکنند ظاهرشان را حفظ کنند و استوار بمانند. این نوع خوشبینی عجیبی است که نسل سیسالهها از والدینشان به ارث بردهاند.
فیلم هرگز سعی نمیکند با تکگوییهای طولانی یا فورانهای احساسی، مخاطب را به گریه وادار کند. در دنیای مایک لی، طوفان احساسات نزدیک میشود اما پیش از آنکه به اوج برسد، دوباره در افق محو میشود. همین کنترل روی احساسات باعث میشود غم فیلم عمیقتر شود.
زندگی ادامه دارد، تا زمانی که ناگهان متوقف شود
موسیقی گری یرشون به جای تشدید غم، فضای فیلم را متفکرانه میکند. ساختار اثر کاملاً نمایشی و کنترلشده است و هیچ قوس داستانی کلیشهای در آن پیدا نمیکنید. تکاندهندهترین لحظه، صحنهای در یک اتاق خواب است که دوربین با ظرافت از آن فاصله میگیرد و به راهرو بازمیگردد.
اگر به دنبال آثار رئالیستی هستید که بدون اغراق به انسانیت بپردازند، این فیلم را از دست ندهید. درست مثل برخی آثار جسورانهای که در Topic Studios تولید میشوند، اینجا هم کیفیت اجرا و صداقت روایت حرف اول را میزند.
اهمیت این اثر در این است که برخلاف بسیاری از درامهای مدرن، برای تاثیرگذاری به اتفاقات عجیب یا گریههای شدید تکیه نمیکند. مایک لی نشان میدهد تراژدی واقعی در همین لحظات کوچک، مثل فراموشکاریهای یک پدر یا سکوت یک مددکار اجتماعی نهفته است و مرگ را نه به عنوان یک پایان ترسناک، بلکه بخشی از چرخه طبیعی زندگی تصویر میکند.
سؤالات متداول
داستان فیلم Tender Loving Care درباره چیست؟
این فیلم زندگی دو مددکار اجتماعی به نامهای روزی و ایمی در غرب لندن را روایت میکند و همزمان به چالشهای مراقبت از والدین سالخورده و پذیرش مرگ میپردازد.
چه کسانی در این فیلم نقشآفرینی کردهاند؟
آلیس بیلی جانسون در نقش روزی، کیت اوفلاین در نقش ایمی و ماریون بیلی و پل جسون در نقش والدین ایمی بازی کردهاند.
محیط جغرافیایی داستان کجاست؟
داستان در منطقه Ealing در غرب لندن روایت میشود.
بازپینگ: نقد فیلم A Long Winter؛ سفری بصری به کوههای راکی دهه ۵۰