پرش به محتوای اصلی
سلامت

غم و دلتنگی؛ چرا بهتر است برایشان یک فنجان چای بریزیم؟؛ سینما و نما

غم و دلتنگی؛ چرا بهتر است برایشان یک فنجان چای بریزیم؟؛ سینما و نمادر هالیوود، مریم شیرافکن در ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ اشاره می‌کند که وقتی موج غم و دلتنگی سراغمان می‌آید، پذیرش بهترین راه برای مواجهه…

اشتراک تلگرام ایکس واتساپ
چایی
چایی

غم و دلتنگی؛ چرا بهتر است برایشان یک فنجان چای بریزیم؟؛ سینما و نما

در هالیوود، مریم شیرافکن در ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ اشاره می‌کند که وقتی موج غم و دلتنگی سراغمان می‌آید، پذیرش بهترین راه برای مواجهه با آن‌هاست. به جای فرار یا سرکوب این حس‌ها، اگر با آن‌ها مثل مهمانی ناخوانده اما محترم رفتار کنیم و اجازه دهیم مدتی در ذهنمان اقامت کنند، خیلی زودتر به آرامش می‌رسیم. فرصت دادن به احساسات برای دیده شدن، کلید عبور راحت‌تر از روزهای سخت است.

احساسات ما شبیه مهمان‌اند

طبق اطلاعات موجود، ۱۰۶۸۲۸۲ مریم شیرافکن معتقد است غم، اضطراب یا خشم گاهی بدون دعوت وارد زندگی ما می‌شوند. دقیقاً وسط روزی که فکر می‌کنیم همه‌چیز عالی پیش می‌رود، یکی از این حس‌ها در می‌زند.

بسیاری از ما عادت کرده‌ایم به محض دیدن این مهمان‌های ناخوانده، در را به روی آن‌ها ببندیم یا خودمان را مجبور به مثبت‌اندیشی کنیم. اما در فرهنگ ما، پذیرایی از مهمان یک رسم جدی است؛ وقتی کسی می‌آید، برایش چای دم می‌کنیم و بهترین جای خانه را به او می‌دهیم.

این احساس آمده تا چه چیزی را به من بگوید؟

اگر همین نگاه را به احساساتمان داشته باشیم، می‌بینیم که هیچ‌کدام قرار نیست برای همیشه بمانند. آن‌ها می‌آیند، حرفشان را می‌زنند و سرانجام می‌روند.

برای احساساتتان یک فنجان چای بریزید

وقتی حس کردید غم یا دلتنگی سراغتان آمده، برای دور کردنش عجله نکنید. چند دقیقه‌ای آرام بنشینید و یک فنجان چای برای خودتان درست کنید. در این زمان کوتاه، اجازه دهید احساس حضور داشته باشد و سعی کنید نامش را پیدا کنید؛ آیا این حس غم است یا شاید خشم و ناامیدی؟

همزمان با دم شدن چای، بد نیست کمی از فضای دیجیتال فاصله بگیرید یا کارهای ساده‌ای مثل نظافت صحیح گوشی را انجام دهید تا ذهنتان کمی آزادتر شود.

بعد از آن، این سه سوال ساده را از خودتان بپرسید:

  • چه چیزی باعث شد این احساس به سراغم بیاید؟
  • الان واقعاً به چه چیزی نیاز دارم؟
  • آیا کاری هست که بتوانم برای بهتر شدن شرایط انجام دهم؟

گاهی پاسخ این سوالات فقط یک استراحت کوتاه است و گاهی هم فقط گریه کردن یا پذیرفتن اینکه امروز روز سختی است.

احساسات بد لزوماً دشمن شما نیستند

بلوغ عاطفی یعنی قبول کنیم که لازم نیست همیشه خوشحال باشیم. انسان سالم کسی نیست که غم را تجربه نمی‌کند، بلکه کسی است که می‌تواند غم را ببیند و بدون سرزنش کردن خودش، آن را حس کند.

هر احساسی پیامی دارد. غم می‌گوید چیزی برای شما اهمیت داشته است. خشم نشان می‌دهد مرزی شکسته شده و اضطراب یادآوری می‌کند که در مورد آینده احساس ناامنی می‌کنید. به جای اینکه بگویید نباید این‌طور احساس کنم، سعی کنید با خودتان صادق باشید.

سرکوب کردن احساسات مثل این است که مهمانی را پشت در نگه دارید. او شاید مدتی ساکت بماند، اما بعد با شدت بیشتری در می‌زند. پذیرش به معنای تسلیم شدن یا غرق شدن در غم نیست، بلکه یعنی فقط بگویید:

الان غمگینم و اشکالی ندارد که چنین احساسی داشته باشم.

با این نگاه ساده، جنگ با ذهن تمام می‌شود و آرامشی جایگزین آن می‌شود که می‌داند هر حسی، زمان رفتنش را می‌داند.

این رویکرد باعث می‌شود رابطه ما با ذهنمان تغییر کند. به جای جنگی فرسایشی با احساسات ناخوشایند که فقط آن‌ها را تقویت می‌کند، با پذیرش و گوش دادن به پیام هر حس، مسیر بهبودی و بلوغ عاطفی را سریع‌تر طی می‌کنیم.

آنچه باید بدانید

آیا پذیرفتن غم به این معنی است که باید در آن غرق شویم؟

خیر، پذیرش یعنی شناسایی (acknowledge) احساس. یعنی قبول کنیم که الان غمگین هستیم، اما این به معنای ماندن همیشگی در این وضعیت یا تسلیم شدن در برابر آن نیست. اجبار به مثبت‌اندیشی در لحظات سخت، نوعی سرکوب احساس است و احساسات سرکوب‌شده معمولاً قوی‌تر و با ریشه‌ای عمیق‌تر برمی‌گردند.

چرا نباید فوراً سعی کنیم مثبت فکر کنیم؟

چه زمانی باید از این روش استفاده کنیم؟

هر زمان که احساساتی مثل دلتنگی، خشم یا اضطراب به صورت ناگهانی یا تدریجی به سراغتان آمد و حس کردید می‌خواهید از آن‌ها فرار کنید.

بازنشر سبک برای 8nama.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *