پرش به محتوای اصلی
اقتصاد

بررسی فیلم «ستاره‌های سگ»: دیستوپیا با چهره‌ای حساس

در Colorado، Jacob Elordi، در ۲۰۳۵، چهار بازمانده از همه‌گیری آنفولانزا، بهترین تلاش خود را در شرایط دشوار می‌کنند و گروه بازیگران جذاب نیز همینطور. پایان دنیا، همان‌طور که می‌دانیم، در «ستاره‌های سگ» است و همه…

اشتراک تلگرام ایکس واتساپ
an image, when javascript is unavailable
an image, when javascript is unavailable

در Colorado، Jacob Elordi، در ۲۰۳۵، چهار بازمانده از همه‌گیری آنفولانزا، بهترین تلاش خود را در شرایط دشوار می‌کنند و گروه بازیگران جذاب نیز همینطور. پایان دنیا، همان‌طور که می‌دانیم، در «ستاره‌های سگ» است و همه احساس می‌کنند – خب، نه خیلی خوب دقیقاً، اما، می‌دانید، خوب؟ زنده، در حال مقاومت هستند و هر روز را با یک نفس به پایان می‌رسانند. کارها می‌توانست بهتر باشد، که البته در پی‌آمدهای یک پاندمی از آنفولانزای ویرانگر که بیشتر جمعیت انسانی سیاره را از بین برده است، بدیهی است. اما چهار شخصیت اصلی اینجا هم می‌توانند مرده باشند، پس این هم یک نکته است. این حالتی از گذراندن روزمره‌تر و کمی غمگین است که در فیلم ریدلی اسکات، داستان بقای پس از پایان دنیا، حاکم است، و به سختی می‌توان آن را به طور دراماتیک و یا با هر حس ماجراجویی شجاعانه حفظ کرد. به درستی در انتهای یک تابستان طولانی و پر سر و صدا از فیلم‌های سینمایی منتشر شده است، این یک موفقیت بزرگ غیرمنتظره با انرژی پایین و اتفاقات کم است؛ شما اگر شخصیت‌هایی برای چسبیدن داشتید، از رویکرد آرام و متمرکز بر شخصیت آن قدردانی می‌کردید.

بیتیلز قرارداد لایسنس و کپی‌رایت را با یونیورسال میوزیک در پیش از فیلم‌های بیوگرافی امضا کردند. این مجموعه داستان که به خوبی متمرکز و پر اتفاق بود، با تندی و شاعرانگی شبیه به آثار جک لندن به تصویر کشیده شد و در عین حال طعنه آمیز و خنده‌دار بود؛ مخصوصاً اینکه داستان زندگی هِگ، یک مکانیک ماهر که در دهه‌های اخیر زندگی خود را در یک فرودگاه متروکه در حومه روستای کلرادو گذرانده بود، اغلب به تنهایی روایت می‌شد. (سال فیلم به طور بدبینانه به سال ۲۰۳۵ داده شده است. حالا شروع به انبار کردن کنید.) در صفحه، توصیفات اول شخص هگ از ماجراهای روزمره خود و دنیای طبیعی رو به زوال اطرافش، روحیه صادقانه و غم‌انگیزی داشتند. این صدا به اقتباس فیلم‌نویس مارک ال. اسمیت از این داستان منتقل نمی‌شود – که در تخصص دارد و فیلم‌هایی مانند «Revenant» و «The Midnight Sky» را نیز نوشته است – که روایتگری را کنار گذاشته است؛ فیلم بر روی جذابیت‌های ظاهری جیکوب الوردی، بازیگر نقش اصلی، برای پر کردن فضاها شرط می‌بندد.

این یک شرط بد نیست؛ اما به خوبی جواب نمی‌دهد. توانایی الوردی در ایفای نقش شخصیت‌های غیرقابل جذب با لایه‌های عمیق‌تری از انسانیت، از پسر ثروتمند و خوش‌برخوردار «Saltburn» گرفته تا هیولای واقعی فیلم «Frankenstein»، قابل توجه است. وقتی به او یک نقش ساده و کسل‌کننده مانند این داده شود، عملکردش بهتر نیست. فیلم “ستاره‌های سگ” از نظر زیبایی‌شناسی خوب است؛ او به‌خوبی عملگرایی و توانمندی دارد و در لباس کارخانی کارتیِ کهنه بسیار جذاب به نظر می‌رسد. اما حتی با در نظر گرفتن لوازم همدردی یک نگهبان گربه آلمانی وفادار و بازتاب‌های سکوت‌شده مکرر از خاطرات همسر مرحومش، او هنوز کمی خالی از عمق است. آغاز عجیب و غریب فیلم، که به‌شدت بر صحنه‌های پرواز هگ به تنهایی در هواپیماهای پاره‌پورهایش تمرکز دارد، به شدت نیازمند کشمکش خشن ارائه شده توسط جوش برولین به‌عنوان بانگلِی، هم‌زنده او که به همراهی صمیمانه و غیررسمی زندگی تبدیل می‌شود، است. هگ و بانگلِی یک روال مشخص دارند که اگرچه آن‌ها را خوشحال نمی‌کند، اما زنده نگه می‌دارد. هگ به‌طور منظم به دنور پرواز می‌کند – که اکنون شهرک شبیه‌شده‌ای ویران‌شده است – تا از مغازه‌ها، بارها و بیمارستان‌های متروکه لوازم مورد نیاز خود را جمع‌آوری کند. در پایگاه آن‌ها، وظایف گارد را به صورت چرخشی انجام می‌دهند و برای گروه‌های پراکنده‌ای از مهاجمان که بانگلِی اصرار دارد بلافاصله تیراندازی شود، آماده هستند. وقتی هگ دیگر نمی‌تواند تحملش را بکشد و به‌دنبال هر نوع فراری باشد، هواپیمایش در نزدیکی مزرعه سختگیرانه جک (گی Guy Pearce) – یک دامدار چاق و خسته و دختر تنها او سیما (مگی Margaret Qualley) سقوط می‌کند؛ برنامه‌ریزی زندگی آن‌ها نیز به همان اندازه، به‌طور بی‌روح بر بقا متمرکز است: علیرغم این واقعیت که چمن همیشه سبزتر طرف کوه‌های راکی است. یک رابطه‌ی نازک آغاز می‌شود. سرعت و شدت رویدادها در طول فیلم تقریباً ثابت می‌ماند.

در جذاب‌ترین لحظاتش، “ستاره‌های سگ” ساختار و قمارهای یک کلاسیک را تقلید می‌کند…

؟این بررسی به شما کمک می کند تا با دیدی جدیدتر به فیلم «ستاره‌های سگ» نگاه کنید. درک بهتر از این اثر می‌تواند تجربه تماشای آن را برای شما لذت‌بخش‌تر کند. این فیلم داستانی درباره چهار بازمانده از یک همه‌گیری آنفولانزا است که در یک دنیای دیستوپیایی زندگی می‌کنند و برای بقا تلاش می‌کنند.

پرسش‌های پرتکرار

فیلم «ستاره‌های سگ» درباره چیست؟

بازیگران اصلی این فیلم چه کسانی هستند؟

جیکوب الوردی، مارگارت کوالِی، جوش برولین، گای پیرس، آلسیون جانِئی، بنِدت ونگ، ایون برمن و سام اسپروئل در این فیلم بازی می‌کنند.

سال ساخت این فیلم چه سالی است؟

به طور بدبینانه به سال ۲۰۳۵ داده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *